|
قصه آدما
|
اگر پرنده باز را در فضایی به مساحت شش یا هشت فوت مربع قرار دهید،و قسمت بالای آن را به طور کامل باز نگه دارید ،پرنده علیرغم توانایی اش در پرواز کردن ،مثل یک زندانی عاجز می ماند.دلیلش این است که باز همیشه پرواز را از ارتفاع ده یا دوازده فوت آغاز می کند.بدون فضای کافی برای اوج گرفتن،که عادتش است،نمی تواند تلاشی برای پرواز کند و یک زندانی در زندان کوچک بدون سر(سقف) باقی می ماند
خفاش معمولی که در شب پرواز می کند،موجود باهوش قابل ملاحظه ای در پرواز،نمی تواند از سطحی یکنواخت اوج بگیرد.اگر خفاش در زمینی وسیع قرار گیرد،تمام کاری که این پرنده میتواند انجام دهد این است که پای خود را به زمین بکشد و عاجزانه ،و بدون شک،به طور دردناکی راه برود تا اینکه به ارتفاعی جزئی برسد که بتواند اوج بگیرد.سپس،ناگهانی و خیلی سریع پرواز می کند
یک زنبور عسل اگر درون لیوانی سربازی بیفتد آنقدر می ماند تا بمیرد مگر اینکه از آن بیرون بیاید.این به معنای فرار کردن آن از بالا نیست،بلکه تلاش می کند راهی از ته لیوان برای پرواز پیدا کند و به دنبال راهی است که وجود ندارد تا اینکه بطور کامل خودش را به کشتن می دهد
به روشهای مختلف،خیلی ازمردم مثل پرنده باز،خفاش و زنبور هستند.آنها باتمام مشکلات و درماندگی شان تلاش می کنند و تشخیص نمی دهند که جواب، درست بالای سرشان است