|
قصه آدما
|
نه تصویری در افکارم پر می کند
و نه صدایی که در خاطراتم قدم می زند
و نه نوشته هایت که گوشم
زمزمه شان را عادت دارد...
حتی بغض ترکیده ام هم نمی تواند اندازه اش بگیرد
ولی شب هم پای خوبی است...
برای من...
که تنها / به تنهای دست نیافتنی ام
که رفته
می اندیشد...