تبليغاتX
شهرزاد قصه گو
قصه آدما
سلام به دلیل اینکه جدیدا مطالبی رو که برای وبلاگم می نویسم اگه بیشتر از دو خط بشه  read error  میده و مجبورم مطالب رو تیکه تیکه بفرستم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:50  توسط مهرنوش 

سلام به دلیل اینکه جدیدا مطالبی رو که برای وبلاگم می نویسم اگه بیشتر از دو خط بشه  read error  میده و مجبورم مطالب رو تیکه تیکه بفرستم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:50  توسط مهرنوش  | 

دخترک با بغض گفت.... " پس اونهمه بوسه که برات تو جعبه گذاشتم چی بود؟؟؟...."

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 22:35  توسط مهرنوش  | 

ولی وقتی جعبه را باز کرد و با جعبه خالی روبرو شد..دوباره عصبانی شد و با نهیب به دخترش گفت موقع هدیه دادن ..جعبه خالی رو به کسی نمی دن...
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 22:35  توسط مهرنوش 

و سرش فریاد زدکه چرا پولها رو حروم کرده ...فردا کریسمس بود..دخترک جعبه رو به پیش پدرش آورد و داد به اون پدر خوشحال شد
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 22:34  توسط مهرنوش 

توی یه خانواده فقیر یک روز پدر وقتی دید دختر کوچیکش چند سکه رو برای خرید یه جعبه کادو زیبا خرج کرده عصبانی شد 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 22:34  توسط مهرنوش 

سلام این جمله همیشه یادتون باشه"شاید شما تو دنیا یه نفر باشین ولی تو دنیا یه نفر هست که شما براش یه دنیا هستید
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 23:38  توسط مهرنوش  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 0:35  توسط مهرنوش  |